ویژه نامه رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام

پنج شنبه ٢٥ آبان ١٣٩٦ ساعت ٩:٣٦ ق.ظ   ( بازدید : 57 نفر )


پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند:

«وقتی بنده‌ای بمیرد، مردم گویند: چه به جای گذاشت؛ و فرشتگان گویند: چه همراه آورد. »(نهج‌الفصاحه، ص 47، ح 242)

از مدینه مپرس که غم‌زده و جامه‌چاک، در گوشه‌ای نشسته است و ناگزیر است در این اندوه.

دریای بی‌کرانه‌ای که اینک در بستر آرمیده است و نفس‌های مهربانش به شماره افتاده‌اند، سال‌های سال، ستون‌های عرش را بر دوش کشیده و عمری، دلیل هستی بوده است.

زمین، کسی را گم کرده است؛ کسی که رد گام‌هایش، بهشت را به ارمغان جای گذاشت و دست‌های بر آسمان برآمده‌اش، باران را به جای خشکسالی می‌آورد؛ کسی که بودنش، کابوس را از خواب کائنات سترده بود؛ او که نامش، بر جاهلیت زمین تاخت و فطرت‌ها را به اوج پاکی برد.

مردی از دنیا می‌رود که دنیا، چشم انتظارش بود تا بیاید و دایره نبوت را در افق باز چشم‌هایش، به پایان برساند...

مردی که دنیا چشم انتظارش نشست تا نقطه بگذارد بر انتهای سطر پیامبری و نامه رسالت را مُهر بنگارد با نقش نگین خاتمیت.

مردی از دنیا می‌رود که آخرت را همچون پنجره‌ای دیگر بر نگاه‌های بشر گشود، تا بنگرند، تا بدانند که ساحل‌نشینان دنیا را روزنه‌ای هست که می‌تواند به دریای آخرت برساندشان؛ مردی که دنیا و آخرت را همچون دو چشم در کنار هم، همچون دو بال برای یک پرنده به تصویر کشید؛ مردی که دست‌های دنیا و آخرت را در دست هم گذاشت.

مردی از دنیا می‌رود که انسان‌ها را گره زد به وظیفه خویش؛ مردی که زیر بازوی عقل را گرفت تا برخیزد، مرهم بر زخم‌های معنویت نهاد تا جان بگیرد و ایمان را همچون شعله‌ای همواره سوزان، در چراغدان جان و روان آدمی برافروخت تا از تیرگی‌ها نهراسد و در تاریکی‌ها نمیرد.

هنوز صدای «إِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذیِ خَلَقَ» است که می‌آید و در غارهای تفکر مشتاقان، ندای عرش را برمی‌انگیزد.

هنوز صدای «اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ الاْءَکْرَم»، دیدگان حقیقت طلب را به خوانش صحیفه‌های رحمت فرا می‌خواند و دست‌های شکرگزار را به نوشتن کتیبه‌های تفسیر.

پیامبر می‌رود؛ ولی...

تا همیشه وام‌دار پیامبری‌اش هستیم.

 

 

 

 

در کرم خانه حق سفره به نام حسن است

عـرش تا فرش خدا رحمت عام حسن است

هـــر که آمــــد به در خانـــــه او آقا شـــــد

ناز عشـاق کشیدن ز مـــــرام حسن است

تا زمانی که خــــدایی خـــدا پابرجاســــت

پرچــم حُسن حسن در همه عالم بالاست

امام حسن (ع) می‌فرمایند:

ای بندگان خدا، پرهیزگار باشید؛ و بدانید که هر کس پرهیزگار باشد، خداوند او را به خوبی از فتنه‌ها و آزمایش‌ها برآورد و در کارش موفق سازد و راه حق را برایش آماده کند. (تحف‌العقول، ص 234)

هر گاه امام مجتبی (علیه‌السلام) وضو می‌گرفت، تمام بدنش از ترس خدا می‌لرزید و رنگ چهره‌اش زرد می‌شد. وقتی از او در این باره می‌پرسیدند، می‌فرمود: «بنده خدا باید وقتی برای بندگی به درگاه او آماده می‌شود، از ترس او رنگش تغییر کند و اعضایش بلرزد.» [1]

هرگاه برای نماز به مسجد می‌رفت، کنار در می‌ایستاد و این گونه زمزمه می‌کرد: « خدایا؛ مهمانت به درگاهت آمده است. ای نیکو کردار؛ بدکار به نزد تو آمده است. پس از زشتی و گناهی که نزد من است، به زیبایی آنچه نزد توست، درگذر؛ ای بخشاینده» [2]

[1] مناقب آل ابی‌طالب، ابن شهرآشوب، دارالأضواء، بیروت، 1408 ق، ج 4، ص 14 و بحارالانوار، ج 43، ص 339.

[2] مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص17 و بحارالانوار، همان.

امام حسن (ع) فرموده‌اند:

بدانید که خدا شما را بیهوده نیافریده و سرخود رها نکرده، مدت عمر شما را معین کرده، و روزی شما را میانتان قسمت کرده تا هر خردمندی اندازه خود را بداند و بفهمد که هر چه برایش مقدر است به او می‌رسد، و هر چه از او نیست به او نخواهد رسید، خدا خرج دنیای شما را کفایت کرده و شما را برای پرستش، فراغت بخشیده و به شکرگزاری تشویق کرده، و ذکر و نماز را بر شما واجب کرده و تقوی را به شما سفارش کرده، و آن را نهایت رضایت‌مندی خود مقرر ساخته. (تحف‌العقول، ص 234)

 

 

 

من ندانم کیستم اما شما را دوســت دارم

هر که هـستم خاندان مصطفی را دوست دارم

مرغ روحم چون کبوتر پـر زند ســوی مدیـنه

هم خراسان هم نجف هم کربلا را دوست دارم

کمتر از آنم که باشـــــم بنده‌ی شاه ولایـت

گر چه خــــــــود آلوده‌ام اهل ولا را دوست دارم

دوستـــی از دوســـتان دوستان اهل بیتـم

هر که هستــم شیعیان مرتضی را دوست دارم

گــر نکیر و منکرم پرسند آوردی چه با خــود

 

در جواب هر دو گــــــویم من رضا را دوست دارم

 

 
امام رضا (ع) فرموده‌اند: مۆمن، مۆمن واقعی نیست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد : سنتی از پروردگارش و سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش. اما سنت پروردگارش، پوشاندن راز خود است؛ اما سنت پیغمبرش، مدارا و نرم‌رفتاری با مردم است؛ اما سنت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستی و پریشان‌حالی است.

آهوى دلم، دوان دوان مى‏آید به سوی تو یا امام رضا...

امروز، تنها نه خیابان‏هاى خراسان که تمام رگ‏هاى عاشقانت، به گلدسته و رواقت ختم مى‏شود.

چشم‌ها در ایوان طلای تو، مثل گمشده‌ها به اصل خویش، ‌به روزگار وصل خویش باز می‌گردند.

خاطره سوزاندن جگرت، تا قیامت از ذهن خاک خراسان بیرون نمى‏رود.

تو آن جگرسوخته‏اى که آب را به زائرانش هدیه مى‏کند؛ زیرا اولاد على (علیه‏السلام) از عزیزترین‏هاى خود مى‏بخشیدند و من در صحن تو، به دنبال اشاره‏هایى مى‏گردم که با آن حرف مى‏زنى؛ مثل پرواز همان کبوتران که با گندم‏هاى محبت تو، عمرى است اسیر رهایى در آسمان همجوار تو هستند.

باور کن اشک‏ها براى زیارت تو، لحظه شمارى مى‏کنند و نفس‏ها، حبس مى‏شوند تا کبوترانه، پیش پاى ضریحت بپرند؛ نکند لیاقت کبوتر شدن در آسمان حرمت را نداشته باشیم؟

كبوتران مسافر را بنگر؛ رنج دوری را به جان می‌خرند تا نزدیك باشند به تو؛ كسی كه تو را دارد، غریب نخواهد شد.

آقا، اگر چه «غریب‌الغربا»یت می‏گویند، اما در این سرزمین، در میان امواج ارادت و عشق دل‏های پاک، شناوری.

زائری بارانی‌ام، آقا به دادم می‌رسی؟

بی‌پناهم، خسته‌ام، تنها، به دادم می‌رسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی‌ام

ضامن چشمان آهوها، به دادم می‌رسی؟

امام رضا (ع) فرموده‌اند: عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این كه ده خصلت را دارا باشد: از او امید خیر باشد؛ از بدی او در امان باشند؛ خیر اندك دیگری را بسیار شمارد؛ خیر بسیار خود را اندك شمارد؛ هر چه حاجت از او خواهند، دل‌تنگ نشود؛ در عمر خود، از دانش‌طلبی خسته نشود، فقر در راه خدایش، از توانگری محبوب‌تر باشد؛ خواری در راه خدایش، از عزت با دشمنش محبوب‌تر باشد؛ گمنامی را از پرنامی، خواهان‌تر باشد. سپس فرمود: دهمی چیست و چیست دهمی؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمودند: احدی را ننگرد جز این كه بگوید: او از من بهتر و پرهیزگارتر است.

منبع : دانشکده پزشکی چاپ مطلب ارسال خبر به دوستان





رتبه بندی شما به مطلب فوق:


دیدگاه‌ها 0 نظر

این مطلب فاقد نظر می باشد.




جستجو
تبريك روز ماما (۲۰۱۱ بازدید)
یک پنجره ، یک دیدار (۱۶۰۵ بازدید)

برای مشاهده اوقات شرعی کلیک نمایید ...